تبلیغات
درد و دل هام - کپشنی طولانی برا یه عکس ساده!
یه صبح خلوت پنجشنبه، وقتی هنوز گردشگرها و توریست ها هنوز نیومدن و میدان! خلوته
وقتی من  از شمس آبادی پیاده گز کردم با یه کفش ناراحت و شدیداً پادرد دارم
وقتی دوتا خانم یه گوشه نشستن به حرفای خاله زنکی
وقتی هنوز مغازه ها بعضاً بسته ان  اما قلم زن ها  اومدن و صدای کار کردنشون میاد
وقتی یه دختر جوان نشسته و بخشی از نمای تاریخ این جا رو با مداد طرح میزنه
وقتی گشنه و تشنه ام
وقتی بابت آب سردکن ها دارم توی دلم تشکر میکنم
وقتی دارم اون گرانولایی که گفتم را میخورم
وقتی هوس فرنی میکنم اما فرنی فروشیی  نمی بینم و حالشو ندارم بپرسم اون نزدیک هس یا نه
طبیعیه که یه عکس هم بگیرم دیگه!(در ادامه مطلب)
دیگه اواخر خستگی درکردن من شلوغ میشه و کالسکه ران ها هم صبح کاری بابرکتی شروع میکنن و من رو به هوس میندازن تک و تنها کالسکه سواری کنم!!
(چه خوبه که 99%  هوس های من روانه ری سایکل بین مغز و قلبم میشن!! )



میدان امام اصفهان



برچسب ها: یه روز، خاطره، خستگی، عکس هام، تنهایی،

تاریخ : شنبه 7 شهریور 1394 | 03:29 ب.ظ | نویسنده : صنم اهلی | نظرات

  • paper | بک لینک | بک لینک فا