تبلیغات
درد و دل هام - کتابی دیگر از جین جان!


بعد از مدت ها كتابی از جین آستین خوندم
با اینكه در مقدمه نوشته شده بود كه بخش های اولیه رو جین نوشته و مرگ!  به اون فرصت تموم كردن آخرین كتابش رو نداده, اما وقتی توی ماجراهای کتاب غرق شدم اینو فراموش كردم!!
به نظرم كسی كه كتاب رو تموم كرده كه ظاهرن گمنامه! تونسته سبك جین رو حفظ كنه شاید كمی شیطنت و طنز ماجرا و پیچیدگی ها رو بیشتر از معمول پیش برده باشه اما من به عنوان كسی كه همه كتابهاش رو خوندم  خیالم تا حدودی راحت بود كه معماهای كتاب قراره به خوبی و خوشی حل بشن.
راستش یه وقتا حس میكنم ذهن مشابهی دارم در قیاس با خانم جین خدابیامرز!!
توی ذهن من هم قصه پردازی و دقت روی آدما  زیاده
احساسات مختلف و بعضا حتی متناقض هم كم نیست!!
حتی توهم دارم كه شاید اگه از خیلی پیش تر یه كلاس قصه نویسی میرفتم به یه جایی رسیده بودم تو این كار!
و هربار كتابی از جین جون!  میخونم دلم میگیره براش
اون بخشی از زندگی خودش و اطرافش رو در قالب قصه ها اورده و اونجوری كه دوست داشته اتفاق بیفته تمومشون كرده
اتفاقی كه برای خودش نیفتاد
شكست خورد, درگیر بیماریهایی شد كه مثل بیماران كتابهاش نتونست از پس اونا بربیاد
و بعد  مرد!
جنس قصه پردازیش رو دوس دارم
و این كتاب هم با اینكه بخش عمده اش رو كسی دیگه نوشته اما ازش لذت بردم.
با خیلی از قسمتهاش لبخند زدم
و با فصل آخرش كلی هیجان زده شدم و انرژی مثبت گرفتم حتی!!
ذهن قصه پرداز من كه خیلی دوستش داشت
با تشكر از كتابخونه مون اینا كه این چاپ و ترجمه جدید رو آوردن


برچسب ها: کتاب، سرخوشی، توهمات،

تاریخ : سه شنبه 10 شهریور 1394 | 02:15 ب.ظ | نویسنده : صنم اهلی | نظرات

  • paper | بک لینک | بک لینک فا