تبلیغات
درد و دل هام - نتیجه ریا/ضیا که خیلی خوب بود دو تا هم دا/رو/ساز تحویل اجتماع میدیم!

این روزا باز کمی از زمین و زمان شاکی ام!

نت توی این هفته داغون بود!
نتیجه کنکور هم اومد با هیجان هاش و سه روزی درگیر! خبرگرفتن از ملت بودیم برای رفع و رجوع روحیه فضولمون!
با خانوم رئیس تبادل اطلاعات داشتیم توی تلگرام!
خیلی جذاب و هیجان انگیزه

البته منظورم خبره بچه هایی از موسسه س که پدرسوخته ها!!  اطلاعات به ما نداده بودن که ما خیلی شیک بریم نتیجه شون رو ببینیم
و البته بچه های فامیل و دوست و آشنا و موسسه عمو و کلا همه بچه های شهر!
بعد هم کارای اداریش با این وضع نت قاطی شد و هنوز درگیرشم

 بابا مسخره ام میکنن میگن تو چرا ذوق داری؟!!
میگم خودم هیچی نشدم  خوشم میاد از پیشرفت بچه های شهرم بدونم

بقیه در ادامه!


خواستگاره جدید قبلا کوتاه ازدواج کرده بوده
خب من هم حقیقتش اینجور وقتا سختمه فکر کنم به طرف!
برای اینکه از قیاس متنفرم
و ترس از قیاس دارم
31 سالمه که باشه  دلیل نمیشه به هر کسی فکر کنم
دیروز مامان زن عموها رو واداشته با من حرف بزنن
کاره مسخره!
اصلا نمیتونم تایپ کنم چقد حرص خوردم!
به مامان میگم وقتی خودتون جوره دیگه ای ازدواج کردین چرا از من توقع دیگه ای دارین؟
درکش نمیکنم
اون اوائل به راحتی همه رو رد کردن حالا تازه به فکر افتادن
دیگه من هم از خودشون بدتر شدم!! نمیتونم به هرکسی فکر کنم
اول میپرسم چندسالشه بعد اهل کدوم گوریه! چه غلطی رو به عنوان شغل داره و ....
غلط یا درست، اهل کجا بودن و شغل آدما برای من بخشی از هویت شونه
بخصوص وقتی قرار باشه که به عنوان شریک زندگی بهشون فکر کنم
این اهل کجا بودن منظورم توی جزئیاته!
یعنی مثلا اهل دهات اطراف نباشه!!
چقدر گاهی توی این خونه لعنتی زیادی ام
چقدر دلم میخواد از آذر پارسال بنویسم
خیلی زود مینویسم
من هنوز خالی نشدم از اون رنج
و شاید هرگز خالی نشم
هر روز به خودم یادآوریش میکنم
کاملا ناخودآگاه .......


برچسب ها: دردودل، ذوق زدگی، پرحرفی،

تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394 | 11:05 ق.ظ | نویسنده : صنم اهلی | نظرات

  • paper | بک لینک | بک لینک فا