تبلیغات
درد و دل هام - کَمَکی شفاف سازی
سلام
حالا و بخصوص بعده خوندن کامنتهای خصوصی و عمومی خودمم به این نتیجه رسیدم که جمله اول پست قبل واقعا جمله سنگینی بود!
بخوام یه کم توی این وقت کم امروز  توضیح بدم  باید بگم ما خیلی ساده و بی سروصدا توی محضر در جمع عزیزانمون عقد کردیم
و بعد دوسه روزی موند توی شهر تا بتونه  با توجه به محدودیتهای تموم نشدنی من گاهی همدیگه رو ببینیم و من لحظه لحظه بودنش رو ببلعم
بعد رفت و آخر هفته برگشت و ادامه بنزین سوزوندنها! برای حرف زدنهای تموم نشدنیمون ......

اون معتقده که توی همین سه چهار روز سه سال جوونتر شده! 
و
من معتقدم سی سال اعتمادبه نفس سرکوب شده ام رو داره بهم برمیگردونه .......

من کنارش خیلی آرومم ...... این بهترین چیزیه که میتونم بگم و کم چیزی نیست برای من و اون که مدتها تنهایی کشیدیم و توی اوج خستگی هامون به هم رسیدیم .......

و حالا باز از هم دوریم .......

ممنون بابت تبریکهاتون
امید که بهترین ها برای خودتون پیش بیاد و طعم آرامشی وصف ناپذیر  رو بچشین .........


برچسب ها: شفاف سازی، آراااااااامش،

تاریخ : شنبه 16 آبان 1394 | 10:10 ق.ظ | نویسنده : صنم اهلی | نظرات

  • paper | بک لینک | بک لینک فا