تبلیغات
درد و دل هام - هنوز پاییز است......
سلام
آبان متفاوت امسال تمام شد....
شروع ش  ، تولدم و کلیییییییی اتفاقات و حس های متفاوت تجربه شد و تمام شد
اتمامش نفس گیر بود.......
چقدر کلنجار رفتم بابت نوشتن اتفاقات اخیر
اما ، نه  نوشتنی نیست
من و ذهنم  با همه اونها درگیریم
با حس های خوبش با تجربه های جالبش و با حس های بد و حتی شرم آورش
اینکه بابت یه چیزایی حتی آدم نمیتونه عذرخواهی هم بکنه  عجیبه!!
یه چیزایی دست خود آدم نیست اصلا . اما متاسفانه جدایی پذیر هم نیستن
نه مثل چیزی شبیه مفهوم زیبایی شخصی که بگم خب این دست خودم نبوده که باشم یا نباشم!!!
اما یه چیزایی خارج از وجود فیزیکی و غیرفیزیکی آدم هست که باز هم جزو خوده آدمه!!
و تغییر ناپذییییییییییر

(خب.......وسط نوشتن پست یه تلفن به این کوتاهی اما همراه مهر و عشق  چه حال خوشی داشت!)

دیشب بی اختیار به خدا گفتم  خدایا بس نبود؟!!!
و طبیعتاً  به نظرمیاد که بس نبوده!!
من همچنان در ورطه امتحاناتم....امتحان تحمل و صبوری بخصوص در مورد برخوردای مامان و بابا
و مشکل اینجاست که دیگه نمیشه فقط خودم تحمل کنم.......باید بابت اونها و برخورداشون به دیگرانی هم جواب پس بدم و این خیلی سخت تر از تصوراتمه.......

ماراتن کارهای فشرده شروع شده ..........

امیدوارم جنگی که شروع شده بیشتر از این من رو له نکنه!
میدونم خدا مثل همیشه کنارمه  و امام رضا(ع) که ما رو کنار هم قرار داده هوامون رو داره
دلخوش به همین دلگرمی ها و مهری که بین خودمون هست به جنگ زمستون زودرس میرم

من میتونم قوی باشم مگه نه؟  معلومه که میتونم......
فقط امیدوارم آدمهای اطرافم هم کمی رحم داشته باشن و بذارن زندگی کنم.


برچسب ها: نک و ناله، بوی زمستون سرد، محبت دوای دردها،

تاریخ : یکشنبه 1 آذر 1394 | 04:16 ب.ظ | نویسنده : صنم اهلی | نظرات

  • paper | بک لینک | بک لینک فا