تبلیغات
درد و دل هام - من مییییییتونم ......
سلام.
روزای سرد پاییزیتون بخیر
روزهای من همونجوری داره میگذره!!!
با دندون روی جگر گذاشتن!!!
یعنی باحال ترین خوابی که دیدم دیشب بود که من که از جگر بدم میاد خودم یه تیکه درشت را آبدار کباب کردم توی خواب و  با یه حرص هیستیریک میجویدم!!!
بابا هفته پیش سیاتیکش عود کرد
4روز درد کشید و نالید و شب چهارم با یه بهانه ترکید و هرچی دلش خواست بارم کرد
من سکوت کردم از هیچکس دفاع نکردم حتی از خودم هم چندان دفاعی نکردم!
سکوت کردم تا خوووووب تخلیه بشه
فردا صبحش حالش خوب بود!!
دائم تغییر برنامه دارم  تا شرایط روی اعصاب خونواده و خودم نباشه
تا جایی که بتونم باهاش شوخی میکنم از اون شب و دندونه که روی جگر میره!
دائم دعوت به تحمل میکنم  خودم و همسرجان را
ولی دلم براش میسوزه که آخرین روزایی که توی خونه اش دارم زندگی میکنم به کامم تلخ میکنه
پدر من آدم بدبختیه........
من رو بی دفاع در برابر خودش و همسرجان میذاره
من رو داره میفرسته به غربت با کوله باری از دلخوری و خون به جگری
چطور میتونه با تنها دخترش اینجوری رفتار کنه و فکرای مسموم داشته باشه براش....
همسر من از الماس هم که باشه من با این شرایط در برابرش حسابی زبانم کوتاهه و بی دفاعم چون حامی واقعیی ندارم
البته همه امید اینه که احتیاجی هم به حامی معنوی نباشه
همه امید به آرامشیه که قراره کنارش داشته باشم
برام دعا کنین
توانم لحظه به لحظه بیشتر میشه و روزها خداروشکر! سریع میگذرن و وقتم به خرید میگذره
امید که بتونم تا آخرش برم و این بیست و چند روز به خیر بگذره
برام دعا کنین ......

برچسب ها: نک و ناله،

تاریخ : یکشنبه 15 آذر 1394 | 07:40 ب.ظ | نویسنده : صنم اهلی | نظرات

  • paper | بک لینک | بک لینک فا